ذهن ناآروم من

سی و دو سالمه، شش ساله ازدواج کردم و عاشق همسرمم، دانشجوی دکترام و هیئت علمی یک دانشگاه غیرانتفاعی. اینجا قراره از ذهن ناآرومم بنویسم .....

ذهن ناآروم من

سی و دو سالمه، شش ساله ازدواج کردم و عاشق همسرمم، دانشجوی دکترام و هیئت علمی یک دانشگاه غیرانتفاعی. اینجا قراره از ذهن ناآرومم بنویسم .....

این روزها

سلام

روزای آخر سال حسابی سر همسر شلوغه و از صبح که میره سر کار فقط یک ساعت برای ناهار و استراحت برمیگرده و باز تا ساعت هشت و نه شب سرکاره. کارش خیلی سخته و خیلی مسئولیت داره ولی خوش به حالش کارش رو دوس داره و واقعا آدم موفقی توشغلش به حساب میاد. مامان بابا با خواهر کوچیکه چند روزه رفتن مسافرت هم برای کارهای دارالترجمه خواهر کوچیکه و هم یه جلسه اداری بابا و هم شاید یه تفریح مختصر. امیدوارم کاراشون انجام شه و بهشون خوش بگذره و به سلامتی برگردن ایشالله.

دیروز خواهر بزرگم تا عصر دانشگاه بود (اونم مثل من توو دانشگاه تدریس می کنه با این تفاوت که خیلی وقته دکتراش رو گرفته و دانشگاش معتبرتر از من هست)برای همین من رفتم مدرسه دنبال خواهرزادم، یک کم با هم  خرید کردیم ، اومدیم خونه ناهار بهش دادم با هم دیگه خمیر شیرینی نخودی درست کردیم، همسرم و شوهر خواهرم برای ناهار اومدن و بعد تا عصر که خواهرم بیاد تماما در حال بازی بودیم ، حالا بازی هامون چیه یا در حال مسافرت خیالی هستیم و به یه جزیزه ناشناخته میریم و کلی اتفاقای عجیب غریب برامون پیش میاد، تا با هم کتاب میخونیم (کتاب مورد علاقه ش مجموعه خونه درختی هست) یا میشینیم جلوی لپ تاپ و کلی خوراکی برای خودمون آماده می کنیم و از سایت آپارات کلیپ های لورل و هاردی، چارلی چاپلین و ...میبینیم. خواهر زدام برای استرسی که داشت چند وقت پیش ، پیش یه روانشناسی رفت که اصلا ازش راضی نبودیم و حس میکردیم بچه بیشتر داره اذیت میشه و دیگه ادامه ندادیم و بعد با سختی زیاد از یه دکتر روانشناس دیگه که به قول خیلی از روانشناسا حرف اول رو میزنه  وقت گرفتیم و تنها یه بار پیش ایشون رفت و ازون به بعد فقط خواهرم هست که دارای جلسات رو ادامه میده. خداروشکر دکتری که میره دکتر باتجربه و کاردرستی هست و به نظرمون تشخیصی که داده درسته، خداروشکر حالش رو بهبوده، امیدوارم حالش به طور کامل خوب بشه. مشکل اکثر مشاورا و روانشناس های ما اینه که خیلی از آی کیو بالایی برخوردار نیستندبه نظرم چیزی که توو این حرفه خیلی تاثیرگذاره تجربه و قدرت تشخیص درسته.

متاسفانه من هنوز نتوستم خودم رو راضی کنم که پیش یه مشاور برم البته اون زمان که درگیر کنکور بودم یه بار پیش یه مشاور رفتم ولی به نظرم راهکارهاش خیلی مسخره بود و همون روش خودم رو ادامه دادم. البته قبول دارم کمی تا قسمتی مغرورم ولی برام خیلی مهمه طرف مقابل قشنگ متوجه بشه من چی میگم و اون نگاه از بالا به پایینی که اکثرا دارن و نداشته باشه. نمی دونم شاید سال جدید تو این زمینه با خودم کنار اومدم

این روزا به خاطر شرایط سختی که تقریبا شامل حال همه شده، از هر کجا ناامید میشم و میبینم توو این شرایط قابل انجام نیست خودم رو اینطوری دلخوش نگه میدارم که من هنوز کلی کتاب برای خوندن دارم و کلی فیلم برای دیدن . الان دارم کتاب دفترچه ممنوع آلبادسس رو میخونم 


نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.